| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
باید این پرسش اصلی را که آسیبها و تهدیدهای متوجه اتحاد ملی چیست؟ مورد توجه قرار داد. بی تردید در گام نخست باید بر این نکته اذعان داشته باشیم که شناخت آسیبها و تهدیدات متوجه هر موضوع یا پیکره مورد هدفی نیازمند شناخت دقیق ابعاد موجود و وجوه قابل تعریف آن موضوع آن هم در وضعیت طبیعی درباره آنهاست.
در لحظات آغازین نوروز یک هزار و سیصد و هشتاد و شش هجری شمسی، مقام معظم رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، بنا به رویه سالهای گذشته، به نام گذاری این سال پرداختند.
معظم له پس از بیان فرازهای مهمی در ارتباط با نوروز و آنچه که در سال گذشته واجد اهمیت تحلیلی بود و با عنایت به نیاز جامعه در بافت موقعیتی کنونی با بیان این جملات سال 86 را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی خواندند: به نظر من امسال سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است.
یعنی در درون ملت ما اتحاد کلمه و همه آحاد ملت و قومیتهای گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملی و در سطح بین المللی انسجام میان همه مسلمانان و روابط برادرانه میان آحاد امت اسلامی از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه آنها.
با توجه به این مهم، باید این پرسش اصلی را که آسیبها و تهدیدهای متوجه اتحاد ملی چیست؟ مورد توجه قرار داد. بی تردید در گام نخست باید بر این نکته اذعان داشته باشیم که شناخت آسیبها و تهدیدات متوجه هر موضوع یا پیکره مورد هدفی نیازمند شناخت دقیق ابعاد موجود و وجوه قابل تعریف آن موضوع آن هم در وضعیت طبیعی درباره آنهاست.
از همین رو در گام نخست بررسی مفهوم شناختانه اتحاد ملی در مقام موضوع اصلی بحث و حصول مولفههای هویتی و شاخصههای عملیاتی آن از اهمیتی بسزا برخوردار می گردد.
بافت متنی حیات دانشواره ترکیبی اتحاد ملی، بافتی اجتماعی - سیاسی است؛ به بیان دیگر با وجود ورود نتایج مثبت آن به تمامی عرصههای حیات جامعه ملی (ملت-دولت) و مجموعههای انسانی (شهروندان) و حتی ورود نهایی نتایج آن در عرصه حیات فردی تک تک آحاد ملت نقطه عزیمت تجلی آن یا منزلگه بروز آنرا باید در عرصه اجتماعی – سیاسی دنبال کرد و در تعریف آن از ادبیات سیاسی سود جست.
به عقیده نگارنده، وحدت که در ادبیات سیاسی به زبان انگلوساکسونی آن با واژه unity آمده است، از دو ویژگی و مختصه اساسی متاثر است: الف) یگانگی درونی ب) پیوستگی بیرونی. یگانگی درونی در این معنا به نقطه تشابه هویتی اشاره دارد که موجب ایجاد نقطه عزیمت مستحکمی است که میتوان آنرا بنیاد عمیقی برای پیوستگیهای عینی دانست.
در لسان قران کریم آنگاه که گفته می شود: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا، به واقع و در ادبیات مورد نظر ما به همین نقطه عزیمت بنیادین اشاره دارد که میتواند پایه مستحکم وحدت باشد و اتحاد بدون آن بیمنزلگه و رستنگاه است.
پیوستگی بیرونی در این منظر متوجه خط تداوم آن یگانگی درونی در عرصه ی حیات جمعی برای رسیدن به هدف یا اهداف تعریف شده فردی و اجتماعی و ملی پذیرفته شده است. از همین رو یک ملت با حصول به یگانگی درونی وتسری آن به لایههای بیرونی در قالب پیوستگیهای اجتماعی و بسط آن در تمامی ساحتها و عرصهها و حوزهها و وجوه جامعه ملی میتواند به اتحاد ملی دست یابد.
علاقه مندم که میان وحدت و اتحاد تمایز قائل شوم و در عین همنشینی و ارتباط این همانی میان آنها، اتحاد را محصول عینی و عملی وحدت در معنای فوق بدانم. اتحاد که زبان انگلو ساکسون از آن با دانشواره alliance یاد آمده است از معنای تعریف شدهای برخوردار است که با اندکی بازافرینی مفهومی مراد ما را حاصل مینماید.
این مفهوم نیز از دو خصلت و ویژگی اساسی بهره برده است و همان طور که ژان بدن فرانسوی در تعریف حاکمیت از دو مختصه مطلق بودن و دایمی بودن نام میبرد، میگوییم: اتحاد نیز به عنوان انعکاس بیرونی و عملی وحدت از دو مختصه: وحدت درونی و توافق رسمی برخوردار است.
در اینجاست که وجوه دوگانه وحدت یعنی یگانگی درونی و پیوستگی بیرونی توافق معنی داری را بین اجزاء و کنشگران مورد نظر ایجاد میکند که نوعی پیوند معنوی (درونی) را در لایه لایههای حیات کنشگران تسری می بخشد و انعکاس بیرونی آن را در توافقات رسمی برای ایجاد اتحادها و ائتلافها به نمایش میگذارد.
اگر ملت به جمعیت تعریف شده در داخل مرزهای ترسیم شده رسمی اشاره میکند که در فرهنگ، مذهب، زبان و قومیت مشترکی که تداوم تاریخی قدرتمند دارند سهیم هستند، وحدت ملی اشاره به یگانگی درونی و پیوستگی برونی آنها بر حول این مشترکات تاریخی قدرتمند دارند که به دنبال اتحاد در عرصه حیات اجتماعی –سیاسی خود برای افزایش قدرت در راستای حصول به اهداف تعریف شده ملی میباشند.
این امر در اغلب اعضای جامعه ملی خود را به صورت اولیه هویت دسته جمعی و اجتماعی به نمایش میگذارد و در مرحله تکاملی خود هم حامل اراده ملی و هم تولید کننده و تزاید بخش قدرت ملی میشود
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 8 |
تمدن غذایی محکمترین حربه برای حفظ فرهنگ
انسان در طی تکامل تاریخیاش در چند مرحله مسیر خود را از جریان طبیعی تغییر داده به تدریج زاویه خود را با طبیعت بیشتر کرده است. اولین قدم برای ایجاد فاصله میان بشر و طبیعت انقلاب کشاورزی است که در حدود 10 هزار سال پیش با کشف قواعد حاکم بر رویش گیاهان صورت گرفت، انقلابهای بعدی مانند انقلاب صنعتی و انقلاب شیمیایی، انقلاب انفورماتیک و انقلاب بیولوژی هرکدام به سهم خود در ایجاد فاصله میان انسان و طبیعت موثر بودهاند. در تمام این جریانات بر عقلانیت انسان تاکید میشود، چراکه علمی که از انقلاب صنعتی شکل گرفت و مبنایش علم ریاضی و فیزیک و مکانیستی بود با این پیشفرض شروع میکرد که انسان عاقل است و با ترازوی عقل خوب و بد را از هم تمیز میدهد، راز طبیعت را میشکافد و روابط میان اجزا را یافته و از این روابط استفاده میکند.
این نوع نگرش که در واقع یک جریان خردگرا بود با آزمایش تجربه و تکرار و کمی کردن پدیدهها، طبیعت را درنوردید و از آن بهنفع بشر استفاده کرد و دستاوردهای بسیاری را در پی داشت: استفاده از انرژیهای متعدد یک میلیون برابر شد، قدرت کشندگی انسان هزار برابر و قدرت غلبه بر مشکلات 100برابر شد. علم در کنار این دستاوردهای ملموس دستاوردهای پنهان و در واقع ضددستاورد نیز با خود داشته است. این علمی که انسان را در بهرهبرداری از منابع کارآمد کرد از طرفی ناکارآمدی خود را برای حفظ منابع نشان داد، در جوامع انسانی غنیها را غنیتر و فقرا را فقیرتر کرد، فرهنگها را دگرگون کرد یا از بین برد، زبانها را یکی کرد، جامعه جهانی را به وجود آورد، در استفاده از تکنولوژی الگوهای فرهنگی را نادیده گرفت و یک تکنولوژی واحد را برای فرهنگهای متفاوت بهکار برد.
در آغاز قرن بیستویکم بشر به این نتیجه رسیده که فرهنگ بخش زنده طبیعت است فرهنگ زایش دارد پویاست؛ باید بتواند تغذیه کند و دگرگون شود و از نو بزاید، در سالهای اخیر تنوع زبان و فرهنگ به شدت کاهش پیدا کرده و احتمالا روزی میرسد که تنها یک مذهب در دنیا خواهد ماند و یک حکومت نیز و این همان چیزی است که میشود نامش را پدیده ضدطبیعت گذاشت، چراکه پویایی و پایایی طبیعت همیشه نتیجه تنوع بوده است. به عبارتی هیچ چیز بیشتر از تنوع نتوانسته عامل تحرک و ماندگاری طبیعت باشد. بهعنوان نمونه در کشاورزی علت آسیبپذیری ما انسانها کم شدن تنوع غذاییمان است
| دسته بندی | شهرسازی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 33 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 57 |
چندین شکل تقاطع غیرهمسطح اصلی(اساسی) جهت تامین حرکت های چرخشی در یک محل دارای اختلاف سطح وجود دارد.نوع شکلی که در یک محل بخصوص استفاده می گردد بوسیله تعداد بازوهای چهارراه، حجم ترافیکی که مستقیم عبور می کند و حجمی که حرکت گردش خواهند داشت نوع ترافیک کامیون،توپوگرافی، فرهنگ، کنترل های طراحی و علائم گذاری مناسب تعیین می گردد.
در شرایطی که یک تقاطع غیرهمسطح بطور معمول جهت تطبیق با شرایط یک محل خاص طراحی می گردد بهتر است که طرح کلی خروجی های در راستای آزاد راه دارای درجاتی از یکنواختی باشند. علاوه بر این از نقطه نظر احتمالی راننده، تمام تقاطع ها دارای یک نقطه خروج باشند که در جلوی تقاطع هر کجا که کاربردی باشد مستقر گردد.
علائم گذاری و گردش بهره برداری مهمترین ملاحظاتی هستند که در طراحی تقاطع غیرهمسطح وجود دارند. علامت گذاری هر طراحی باید آزمایش گردد تا مشخص گردد که آیا یک جریان ترافیک امن وهموار را تامین کند یا خیر.
نیاز برای ساده سازی طراحی تقاطع غیرهمسطح از دیدگاه علامت گذاری و فهم راننده نباید بعنوان یک اغراق تلقی گردد.
برای جلوگیری از انتخاب مسیر غلط تمام تقاطع های آزاد راه ها بزرگراه های با کنترل غیردسترس باید دارای رمپ باشند تا تمام جهت های اصلی را ساپورت کنند. به عنوان یک راه حل خاص حرکت از آزاد راه به آزاد راه در صورتیکه ترافیک مربوط به گردش کمتر باشد و بتوان آن را در آزاد راه جا داد ممکن است حذف استقرار عابرین پیاده ودوچرخه سواران نیز باید درانتخاب شکل یک تقاطع غیرهمسطح باید ملاحظه گردد.
برای راحتی بیشتر مثالهایی از اشکال تقاطع های غیرهمسطح در مباحث زیر برای موضوعات کلی برای تقاطع های سربازویی و یا بازویی وبرای طراحی بخصوصی که دارای دو یا چند ترکیب ساختار می باشند بررسی گردیده است.
اشکال عمومی تقاطع های غیرهمسطح بصورت مقیاسی ویا مثالهایی از امکانات موجود نشان داده شده است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
از مدتها پیش (بیش از 30 سال) مارشال مک لوهان به دنبال گسترش ابزار رسانه ای نظریه «دهکده جهانی ارتباطات» را ارائه داد و در پی آن خیز شی به منظور ایجاد نظام نوین اطلاعات و ارتباطات پدید آمد که انگیزه آن ارائه خدمت به ملتهای جهان سومبود و مهار آن به سازمان فرهنگی جهانی «یونسکو» سپرده شد.
در سال 1993 م، یکی از دانشمندان علوم سیاسی امریکا به نام هانتینگتون، نظریه پر سروصدایی در جهت هشدار به سردمداران امریکا ارائه داد که در آن از وجود هفت یا هشت تمدن مقتدر جهانی یاد می کرد که باهم در تقابل و رویارویی هستند و هر کدام در پی به دست آوردن سلطه بر دیگران است و در رأس آنها تمدن اسلامی را قرار داده بود.
وی این نظریه را با عنوان »رویارویی تمدنها» منتشر نمود که تاکنون مورد بحث و بررسی و نقد صاحبنظران بوده است.
تقابل فرهنگها و تهاجم فرهنگی
پیش درآمد – طرح دورنمای بحث
آیا «رویارویی تمدنها» همان «رویارویی فرهنگها» و به عبارت دیگر «تهاجم فرهنگی» است؟ مسأله ای که امروزه تحت عنوان «تهاجم فرهنگی» درهمه مجامع فرهنگی، سیاسی کشورمان و شاید جاهای دیگر نیز مطرح است، فرایند عامل جدید سیاسی اجتماعی ای است که اخیراً درحوزه فرهنگ شناسی آمریکا مطرح شده است.
مدتها پیش، مارشال مک لوهان دانشمند جامعه شناس کاندایی (متولد 1910م) نظریه ای را تحت عنوان «دهکده جهانی ارتباطات» ارائه داد که گسترش و فرایند شدن وسائل ارتباط جمعی بویژه رادیو و تلویزیون و ماهواره ها در سطح تمامی مجامع جهانی برای طرح چنین نظریه ای به او، کمک می نمود و طبعاً با قبول چنین نظریه ای که با ایده آل تمامی مردم در طول تاریخ و نیز با مواعید کتب آسمانی نیز همخوانی دارد، بسیاری از اصول سیاست و مسائل فرهنگ نیز دگرگون می گردید و همچنانکه شاهد هستیم به نظر می رسد که اتخاذ سیاست «نظم نوین جهانی» از سوی آمریکا به نوعی بهره برداری سیاسی از این نظریه علمی بوده باشد.
| دسته بندی | فلسفه و منطق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 49 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 79 |
ارسطو از نظر مسلمین صاحب مقام و عنوان (معلم اول) است و شخصیتی است که همه علوم و معارف به او منتهی می شود. فلاسفه اسلامی از کتاب النفس ارسطو الگو گرفته و به موازت همین الگو کتابهایی در علم النفس تألیف کرده اند، و لیکن نتوانستند از خط سیری که ارسطو در علم النفس و روان شناسی مشخص کرده بود، جز در مواردی معدودی پای خود را فراتر نهند. همانگونه که ابن سینا در کتاب النفس «الشفاء» و نیز دیگر نوشته های خود از جمله « النجات» به موازات گفته های ارسطو بحث کرده است.
در واقع می توان گفت که بافت فکری ابن سینا و دیگر فلاسفه ای که از او پیروی کرده اند، درباره نفس و طبقه بندی آن به نفس نباتی، حیوانی و انسانی و تقسیم حواس و ادراکات و سایر قوای نفسانی، همان بافت ارسطویی و بر روال نظریۀ وی مبتنی است.
فلاسفه اسلامی همچنین پاره ای از آراء افلاطون دربارۀ نفس و روان را ملاک اندیشه های خود قرار داده اند. کتاب « فیدون» که مسلمین از آن به عنوان فادن یاد می کنند و کتاب جمهوریت که به آن مدینه فاضله می گویند، این دو کتاب در واقع عبارت از یک سلسله مباحث روان شناسی یونانی است که با طرز نگرش فلاسفه و متفکران یونان درباره جان و جهان، دارای پیوند عمیق و دقیقی است، ولی با سبک بینش و روش مطالعات اسلامی در زمینه علم النفس و روان شناسی و در نهایت با جهان بینی آن چندان تناسب و هماهنگی ندارد. گر چه بررسی های روانی محققان و فلاسفه اسلامی در حد برخی از اصول و مبانی، احیاناً با سبک مطالعات فلاسفه یونان هماهنگی دارد.
کندی در تعریف نفس چنین آورده است :
«نفس نخستین استکمال جسم طبیعی بالقوه ذی جهات است که عیناً همان تعریف نفس ارسطویی است. »
کندی در بیان طبیعت نفس چنین می گوید :
«نفس جوهری بسیط، روحانی و الهی است که طول و عرض و عمق ندارد بلکه نوریست از انوار الهی.»
کندی برای نفس قوای مختلفی را می شناسد که مهمترین آنها قوه حسی و قوه عقلی می باشد، قوای دیگر نفس عبارتست از مصوّره ، نامیه ، شهویه ، غضبیّه ، بین دو قوه یاد شده قرار گرفته اند. [ص 16]
فارابی در تقسیم بندی نفس علاوه بر نفس انسانی ، حیوانی و نباتی معتقد است که افلاک نیز دارای نفس می باشند که بدان نفس فکلی می گویند. حقیقت نفس فلکی با نفوس سه گانه یاد شده تفاوت دارد. اما این نفس تا حدودی با نفس ناطقۀ انسانی متجانس است. فارابی همچنین عقیده دارد که حرکت دورانی فکر سماوی، ناشی از وجود همچین نفس فلکی است که پیوسته ادامه یافته است.
فارابی نیز در تعریف نفس پیرو ارسطو است و چنین می گوید :
« نفس نخستین استکمال جسم طبیعی آلی بالقوه ذی حیات است» [ص 16]
از دیدگاه فارابی نفس بتدریج کار خود را از قوایی که برای انجام خواسته های نفس در خدمت آن گماشته شده اند آغاز کرده و به قوایی که وظیفه آنها ادراک است می رسند، و در نهایت از این رهگذر انواع نفس نباتی، حیوانی و انسانی موجودیت پیدا می کند، در این میان قوه عاقله و نیرویی که وظیفه ادراک را ایفا می کند، ویژه انسان است.
ابن سینا از نظر نگرش به تعریف ارسطو راه جدیدی را طی می کند، زیرا او اجسام طبیعی را مورد مطالعه قرار داده و آنها را از نظر قوای فعاله به دو نوع تقسیم می کند،
نفس طبیعی نام و عنوان قوای فعالیت بر سبیل تسخیر و اجبار، عمل یک بعدی انجام می دهد.
نفس نباتی نام قوای فعالی است که به طور تسخیری به افعالی چند بعدی می انجامد.
اما نفس انسانی ، نام قوای فعالی است که بر سبیل اختیار ، فعلی را در جهت یک هدف انجام می دهد.
انسان، در رابطه با مفهوم نخستین نفس با حیوان و نبات مشترک است و در جهت مفهوم دوم با فرشتگان دارای وجه مشترک می باشد.
علم النفس شفا شاید مهترین بخش از مجموعه شفاست که ابن سینا به پیروی از شیوه ارسطو در آن درباره نفس به بحث پرداخته و نفس را چنین تعریف نموده است :